تبليغاتX
من اگر برخیزم...(تا آزادی همه زندانیان ) - خانواده: محلی برای سرمایه محوری ، سرکوب و مردسالاری
دست نوشته های یک دانشجو

تا کنون بسیار گفته اند و بسیار شنیده ایم خانواده این است . خانواده آن است خانواده اساس فلان است خانواده بهمان است آیا تا به حال در سازوکارهای خانوادگی خود و دیگران نظر کرده اید؟ چه چیزی از آن برداشت کرده اید؟ روابط آن را چگونه دیده اید؟ هر عقیده ای که داشته باشید مطمئن هستم که با من هم عقیده باشید که خانواده یک سازمان اجتماعی است روابط کنترلی و مالی در آن حرفی برای گفتن دارند حالا ممکن است در مورد درصد آن با هم اختلاف نظر داشته باشیم ابتدا بد نیست نگاهی به روند تکاملی این ساختار بیندازیم.

خانواده از ابتدا به شکلی که امروز مرسوم است نبوده است ازدواج های گروهی ، یارگیر ، چند همسری ، یکتا همسری و ...

این که مثلا پدیده مردسالاری چگونه به رکنی از جامعه و خانواده تبدیل شده است شاید یکی از پرسش ها باشد انگلس می گوید در ازدواج های گروهی از آن جا که فرزندان تنها دارای مادری یکسان بودند وراثت از طریق مادران شناخته می شد. و فروید همین مطلب را به گونه ای دیگر مطرح کرده است.

او از توتم پرستی سخن گفت ، توتم پرستی یعنی اینکه اجتماعات را بر اساس توتمی که توتم خاص آن ها بوده می شناختند توتم نام موجودی [عمدتا حیوانی ] بوده است این توتم یک ویژگی خاص داشت و آن این بوده است که اهالی که دارای یک توتم هستند نمی توانند با هم ازدواج کنند و ویژگی دیگر آن موروثی بودن توتم بود یعنی از والدین به فرزندان به ارث می رسید . فروید می گوید از آن جا که یکی از دلایل وضع قانون منع ازدواج بین اهالی یک توتم  مانع شدن از زنای مادر و فرزند بوده است در نتیجه توتم از مادر به فرزندان منتقل می شده است یعنی فرزندان از توتم مادر می شدند و این هم به نوعی نشان دهنده این است که وراثت در ابتدا از طریق مادر منتقل می شده است اما به مرور زمان نقش زنان کم رنگ و به مردان سپرده شده است .

حال این پرسش پیش می آید چه عامل یا عواملی باعث این مساله می شود؟

روند تکمیلی خانواده – که در مورد کشور ما هم کاملا صادق است – خود موید این نکته است که یک مرحله قبل از یکتاهمسری ، چند همسری است [که همچنان قانونا ! در کشور ما وجود دارد] پس می بینیم که از ازدواج گروهی که خانواده ای متشکل از چند مرد و زن است به مرحله ای می رسیم که یک مرد و چند زن تشکیل خانواده را می دهند. حتی در مرحله یکتا همسری هم که همزاد پدیده " زنا " است عملا قانون نا نوشته ای وجود دارد [آشکارا آن را در ایران می بینیم] که روابط خارج از عرف مردان با ابن جمله که کار خلاف شرعی نکرده ام و یا مثل این زیر سیبیلی ! رد می شود اما در مورد زنان نه تنها سخن گفتن از آن هم به تابویی بدل گشته بلکه این عمل عواقب هولناکی هم چون سنگسار را خواهد داشت.

علت چیست؟

یکی از دلایل بدون شک مرحله تکاملی کار بشر است اینکه به مرور کار زنان به درون خانه می رود و به نوعی به کار مزدوری – یا بهتر است بگوییم بیگاری خانگی – تنزل مقام می دهد کاری که هیچ مزدی برای زنی نخواهد داشت اگر چه وعده های بهشت زیر پای مادران زیادی دریافت می کنند و مرد هم بیرون کار می کند این مساله یعنی حذف زن از فرایند کار اجتماعی و نگاه به کار زن در خانه به مثابه وظیفه زن سبب شد تا مرد " نان آور " خانواده و رئیس آن!! [ امری که در قوانین ما عینا ذکر شده است ] تبدیل شود استدلالی که پیامد هایی از قبیل 2 برابر شدن دیه مرد نسبت به زن و سهم الارث پسر نسبت به دختر را خواهد داشت البته حق نفقه یعنی نان بخور و نمیر را هم به زنان می دهند حالا دیگر دقیقا زن به کارگر مزدوری بدل شده است که کمترین دستمزد – یعنی نان بخور و نمیر – را نثارش می کنند .

حالا دیگر خانواده دارد کارکرد اصلی خویش که چیزی جز یک واحد اقتصادی و تناسلی برای انتقال سرمایه از نسلی به نسل دیگر است روشن می شود امری که روند تکاملی خانواده را کاملا شکل داده است.

ابتدا حذف زن از فراین کار اجتماعی مرد را مولد سرمایه معرفی می کند و چون سرمایه تولیدی مرد باید به وارثان وی برسد روند تکاملی خانواده به سمتی می رود که این ارث به وراث واقعی مرد برسد امری که راز تکوین خانواده از ازدواج گروهی به چند همسری و یکتا همسری است و محدود کردن روابط جنسی زنان در ساختار خانواده.

و حرکت به سمت مردسالاری در مباحث فوق کاملا مشهود است.

دفاع دیگری که از ساختار واقعا موجود خانواده می شود این است که خانواده محل پاسخگویی به نیاز های عاطفی انسان است .

بیایید تا فرایند تشکیل خانواده به خصوص با استاندارد های ایرانی – اسلامی میهن خود بررسی کنیم.

آیا عشق نیروی تشکیل دهنده خانواده است؟ نقش عوامل مادی تا چه اندازه است؟

پر واضح است خود سیستم ازدواج نقش خانواده به منزله یک واحد اقتصادی – تناسلی را بیش از پیش روشن می کند .

نقش عوامل اقتصادی در ازدواج به حدی است که بدون اغراق می توان این مساله را به بستن یک قرارداد تجاری تشبیه کرد که در کشور ما قیمت آن به صورت توافقی با چیزی مثل مهریه تعیین می شود و با دیدی کلان تر می توان آن را پیوند طبقات نامید ازدواج بر اساس جایگاه طبقاتی.

این شیوه تشکیل خانواده – که در ایران بوسیله چیزی مثل نیاز به اذن پدر دختر برای ازدواج به آن دامن زده می شود -  یکی از مهم ترین نقایص خانواده یکتا همسر است که در آن و همزاد با آن پدیده رابطه جنسی خارج از عرف خانواده یکتا همسری – موسوم به زنا – را به وجود می آورد.

ازدواجی که بر اساس منافع اقتصادی و با رضایت عواملی بیش از انسان ها یعنی خانواده هایشان و با احترام به " نظام طبقاتی " صورت می گیرد نتیجه ای جز کالا شدن انسان ندارد.

کالایی که مبادله می شود چیزی جز انسان نیست. اما انسان حتی اگر کالا باشد و با نظام کالایی خو گرفته باشد به دنبال راهی خواهد بود که " عشق جنسی " خود را محقق کند عشقی که آگاهانه خود یا خانواده اش از خویش سلب کرده اند. اما به هر صورت در عین حال که می خواهد یا مجبور است که به معامله ای که کرده است – یعنی ازدواج – پایبند باشد سعی می کند که به علائق خود نیز توجه نشان دهد یا به خاطر اعتقادات خود حتی آن را سرکوب کند پدیده زنا که نوعی عمل غیر صادقانه و حتی می توان گفت شاید نا عادلانه – در برخی موارد – می باشد و زندگی زناشویی ماشینی نتیجه و مولود این سیستم خانوادگی هستند و کاملا مشخص است که ایراد از انسان های بازیگر این سیستم نیست بلکه نقص از این سیستم خانوادگی مبتنی بر سرمایه سالاری ، مرد سالاری و ریشه دار در نظام طبقاتی است.

اما به یک نکته فرعی که شاید پرسش برخی از افراد باشد و زمانی پرسش خود من بود بپردازیم.

بحث ، قرائت صیغه ازدواج و ثبت ازدواج بود که بزرگان این امر معتقدند اگر قبلتُ آن حتی ! بد تلفظ شود زن و شوهری که 30 سال با هم زندگی کرده باشند حرام اند و همیشه این پرسش برای من مطرح بود که این همه اصرار برای چیست؟

حالا فکر کنم بشود به آن پاسخی داد. یکبار از یکی از دوآتشه ها پرسیدم از دید تو زن و مردی که حتی در ازای مبلغی پول تصمیم گرفته اند با هم ازدواجی صوری را ترتیب دهند و از قرار قبلتُ صحیحی را هم بر زبان جاری کرده اند محرم ترند یا دختر و پسری که به دلیل نداشتن اذن خانواده مقدس! مجبور به زندگی مخفیانه می شوند؟ خوب طبیعتا اولی!

حال ببینیم که عقدنامه چه معجزه ای می کند؟

عقدنامه چیزی جز آن قرارداد آن معامله ای که گفتم نیست و قبلتُ امضای پای آن است.

حال گاهی مواد این قرارداد 1362 سکه ، گاهی ویلا و مسکن و ماشین و گاهی هم ویزای کانادا و گرین کارت آمریکاست.

البته این مساله تنها منحصر به ایران نیست در کشور لائیکی مثل سوئد هم در بیان مشخصات افراد به سه دسته

 مجرد ، متاهل و هم خانه تقسیم می شوند به نظر شما دلیل تفکیک متاهل و هم خانه چیست؟

علاوه بر نقش اقتصادی-تناسلی که تا حدود زیادی مانع از تحقق عشق واقعی انسانی می شود خانواده نقش

کنترلی هم دارد و ابزار این کار هم تا حدود زیادی اقتصادی است و البته بخشی از آن هم غیر ارادی.

جنبه اقتصادی قضیه که تا حدودی روشن است مثلا اگر مانند برخی کشور ها افراد بالای 18 سال توانایی استقلال کامل اقتصادی از خانواده را داشته باشند تا حدی می تواند در تصمیمات مستقل آینده اشخاص موثر باشد.[نگاه کنید پ.ن1].

اما در مورد دومی اگر بپذیریم که انسان ها محصول جامعه خویشند خانواده به عنوان نخستین سلول جامعه اولین مکان برای نقش عقاید بر سنگ سفید وجود انسان است.

در نتیجه در حالت کلی فرد کپی از خانواده خویش است! مگر آنکه خلاف آن ثابت شود و واژگانی مثل اینکه :

" اگر این کار را بکنی و اگر آن کار را بکنی و خیلی از بکن ، نکن های دیگر ..."

حذف عوامل اقتصادی از عنصر خانواده یکی از راه هایی است که می تواند این بنگاه خوش نقش و نگار را جایگزین روابطی مبتنی بر احساسات انسانی کند جایی که اختیار انسان که انتخاب می کند نه کالایی محصول نظام طبقاتی! این هم نقش کنترلی و اگر کمی خشن آن را بیان کنیم – که پاره ای از موارد هم هست – سرکوب گر خانواده!

آخر آنکه ! آنچه امروز ما را به تشکیل آن فرا می خوانند چیزی جز دستگاهی برای تکثیر مردسالاری ، سرکوب و سرمایه سالاری نیست!

پ.ن 1 : با مفهوم محبت و خانواده بیگانه نیستم بلکه می گویم اگر این زنجیر های انحصار و مالکیت از دست و پای خانواده باز شود آنگاه می توان از محبت ها لذت برد بی دغدغه!

پ.ن ۲ : بهروز و برخی دیگر از رفقا آزاد شدند مبارک باشه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 0:56  توسط فانوس خون  |